آسمان آبی و ابرهایش
یکی از لذت بخش ترین کارهای دنیا برایم تماشای آسمان آبی است، مخصوصا هنگامی که ابر داشته باشد. ابری که لطافت و نرمیش را میشود با نگاه کردنش حس کرد و یا خشم و در هم رفتگیش را.
هفته پیش مشهد بودم، برای زیارت و دیدن برادرم. مسافرت خیلی خوب و کوتاهی بود. برگشتم با هواپیما بود. مسیری به طول 1000 کیلومتر و به ارتفاع 22000 پا. بر روی ابرها بودم و در کنار پنجره هواپیما. برایم تکمیل کننده تمام لذت های این سفر بود، زیارت حرم، دیدن برادرم و خانواده اش و حالا آسمان پر از ابر، آن هم از زاویه دیگر، از بالایش. بهتر از این نمشید.
بعد از پیاده شدن از هواپیما از سریع بودن این وسیله نقلیه بدم آمد، شاید به خاطر این بود که خیلی زود لذت حس و دیدن ابرها از بالایشان را از من گرفت.
از آن بالا چند عکس گرفتم. شاید شما هم مثل من از دیدن آسمان لذت ببرید.


پ1. دیدن آسمان به اندازه دیدن بانو لذت بخش است، ولی هیچگاه جای او را نمیتواند بگیرد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 0:41 توسط سید امیر حسین ابطحی
|
اینجا را به روز میکنم نه برای اینکه کسی مطالبم را بخواند و یا از عواطفم آگاه شود و یا وسیله ای باشد برای ابراز وجود و یا هزار و یک دلیل دیگر. به روز میکنم چون خودم را دوست دارم و دوست ندارم "پسر نادان" باشم. این سفریست که من و ما شروع کردیم برای رسیدن به "پسر دانا". من و ما همه هستیم. من و تویی وجود ندارد. من همان توام و تو همان من، با هم ما را تشکیل میدهیم. پس بهتر است زودتر این کوچ را شروع کنیم. حرکت میکنم همچون مرغ دریایی در هوای طوفانی ساحل.