تبليغاتX
پسر نادان

پسر نادان

اندیشه های فراموش شده یک تئوریسین

شهید آیت الله مرتضی مطهری

دوازدهم فروردین 1358 سالروز شهادت استاد شهید مطهری است. از ایشان به عنوان یکی از تئوریسین های انقلاب اسلامی یاد می کنند که در همان اوایل انقلاب (دو ماه پس از پیروزی انقلاب) به دست گروهک فرقان به شهادت رسید. به مناسبت شهادت ایشان نظری به کتاب «پیرامون انقلاب اسلامی» انداختم و تلاش نمودم تا افکار و نظراتی از ایشان را که کمتر بیان شده است مطرح نمایم. نظراتی پیرامون ارکان اصلی نظام جمهوری اسلامی و چگونگی حفظ و بقای آن، مفهوم ولایت فقیه و نقش روحانیت در انقلاب اسلامی.

شهید مرتضی مطهری خاستگاه و علت اصلی و اساسی انقلاب را جریحه­دار شدن عواطف اسلامی می­داند و شعله ور کننده آتش انقلاب را در مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات به حضرت امام خمینی می­داند.[1] وی عدالت، استقلال و آزادی را که از شعارهای اصلی و مطالبات اساسی مردم در کوران حوادث انقلاب بود به گونه­ای اسلامی تفسیر می­کند و معتقد است که مردم عدالت، استقلال و آزادی را در سایه اسلام می­خواستند.[2] ارکان اصلی بقا و تداوم انقلاب را عدالت اجتماعی، استقلال و آزادی و همچنین معنویت اسلامی می­داند.[3]

ایشان یکی از شرطهای تداوم و استمرار انقلاب را عدالتخواهی و لزوم حرکت در مسیر آن می­داند و معتقد است "در دولت اسلامی نباید به هیچ وجه ظلم و اجحافی به کسی بشود. حتی اگر این فرد بک مجرم واجب القتل باشد....از نظر منطق اسلام حتی اگر کسی هزاران نفر را کشته باشد و مجازات صد بار اعدام هم برای او کم باشد، با زهم حقوقی دارد که آن­ها باید رعایت شوند."[4] ایشان با توجه به سیره ائمه اطهار و روش زندگی آنان نتیجه می­گیرد که "...تغییر رژیم سیاسی و تغییر و تعویض پست­ها و برداشتن افراد ناصالح و گذاشتن افراد صالح به جای آن­ها بدون دست زدن به بنیاد آن اجتماع از نظر نظامات اقتصادی و عدالت اجتماعی، فایده­ای ندارد و اثر بخش نخواهد بود."[5]

از نگاه ایشان به علت اینکه انقلاب ماهیتی عدالتخواهانه دارد، وظیفه حتمی همگان چنین است که به آزادی­ها به معنای واقعی کلمه (آزادی در معنای معقول آن)احترام بگذاریم. اسلام می­گوید دینداری اگر از روی اجبار باشد دیگر دین­داری نیست. می­توان مردم را مجبور کرد که چیزی نگویند و کاری نکنند، اما نمی­توان مردم را مجبور کرد که اینگونه یا آنگونه فکر کنند. اعتقاد باید از روی دلیل و منطق باشد.[6] آزادی اندیشه و لزوم بیان عقاید مختلف از نکات قابل توجه اندیشه ایشان است. البته شهید مطهری تفاوتی بین آزادی عقیده و آزادی اندیشه قائل شده و آزادی عقیده را غیر آزاد و آزادی اندیشه را آزاد می­داند.  " اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف مواجه شده است."[7] " همانطوریکه رهبر و امام ما مکرر گفته­اند در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد، آزاد است. اما ما اجازه توطئه­گری و فریب کاری نمی­دهیم."[8] " من به همه این دوستان غیر مسلمان اعلام می­کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هرجورکه می­خواهید بیندیدشد، بیندیشید هر جور می­خواهید عقیده خود را ابراز کنید به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد، ابراز کنید. هر طور که می­خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ­کس ممانعتی نخواهد کرد."[9] ایشان در سخنرانی قبل از انقلاب خود در تاریخ 2/11/57 در دانشکده ادبیات بر لزوم آزادی اندیشه تاکید کرده و اینچنین بیان می­کند که " من اعلام می­کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه­ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه­ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند. الته تذکر می­دهم که این امر سوای توطئه و ریاکاری است. توطئه ممنوع است، اما عرضه اندیشه­های اصیل آزاد."[10] و در دیگر جا به لزوم آزادی اندیشه و ابراز آن اینگونه می­پردازد " من به همه این دوستان غیر مسلمان اعلام می­کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هرجورکه می­خواهید بیندیدشد، بیندیشید هر جور می­خواهید عقیده خود را ابراز کنید به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد، ابراز کنید. هر طور که می­خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ­کس ممانعتی نخواهد کرد. "[11] این توصیه­ها تا بدان­جا ادامه پیدا می­کند که شکست اسلام و جمهوری اسلامی را در جلوگیری از افکار[12] و ضمانت آن را در عدالت و آزادی می­داند[13]. گناه و عیب اکثریت مسلمان را در این می­داند که به اقلیت بی اعتقاد، اجازه چون و چرا ندهد.[14] " من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می­دهم که خیال نکنند راه حقظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می­شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح  و روشن با آن­ها. "[15]

ایشان همچنین تفاوت اسلام با سایر مکاتب را در این جهت می­داند که اسلام معنویت را پایه و اساس می­شمارد.[16]

نظر ایشان در مورد ولایت فقیه نیز جالب و خواندنی است. " ولایت فقیه به این معنی نیست که فقیه، خود در راس دولت قرار بگیرد و عملا حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی، یعنی کشوری که در آن، مردم، اسلام را به عنوان ایدئولوژی پذیرفته و به آن ملتزم و متعهد هستند، نقش یک ایدئولوگ است، نه نقش یک حاکم. وظیفه ایدئولوگ اینست که بر اجرای درست و صحیح ایدئولوژی نظارت داشته باشد، او صلاحیت مجری قانون و کسی را که می­خواهد رئیس دولت بشود و کارها را در کادر ایدئولوژی اسلام به انجام برساند، مورد نظارت و بررسی قرار می­دهد..... ولایت فقیه، یک ولایت ایدئولوژیکی است و اساسا فقیه را خود مردم انتخاب می­کنند و این امر عین دموکراسی است. اگر انتخاب فقیه انتصابی بود و هر فقیهی، فقیه بعد از خود را تعیین می­کرد، جا داشت که بگوئیم این امر، خلاف دموکراسی است. اما مرجع را به عنوان کسی که در این مکتب صاحب نظر است خود مردم انتخاب می­کنند."[17]

در سخنرانی­ها و گفتگوهایی که در این کتاب از ایشان به چاپ رسیده است، موضوع حکومت روحانیون مطرح شده است. در گفتگوی تلویزیونی، مجری برنامه به حکومت رسیدن روحانیون را به عنوان یکی از بدیهیات بیان می­کند و نظر ایشان را جویا می­شود. شهید مطهری در جواب وی اینگونه پاسخ می­دهند "..... از کجای کلمه اسلامی مفهوم حکومت روحانیون استفاده می­شود؟ آیا اسلام دین طبقه روحانیت است؟ آیا اسلام ایدئولوژی روحانیون است؟ یا ایدئولوژی انسان بما هو انسان؟ آیا واقعا روشنفکران ما، آنگاه که با مفهوم جمهوری اسلامی روبه­رو می­شوند و یا این کلمه را می­شنوند، جمهوری به اصطلاح آخوندی در ذهنشان تداعی می­شود که تنها فرقش با سایر جمهوری­ها در این است که طبقه روحانیون عهده­دار مشاغل و شاغل پست­ها هستند؟"[18] این در حالی است که ایشان در یک سخرانی دیگر به لزوم سر کار بودن روحانیون و نیاز به اصلاح ساختار روحانیت می­پردازد. " انقلاب ایران اگر در آینده بخواهد به نتیجه برسد و هم­چنان پیروزمندانه به پیش برود، می­باید باز هم روی دوش روحانیون و روحانیت قرار داشته باشد. اگر این پرچمداری از دست روحانیت گرفته شود و به دست به اصطلاح روشنفکر بیفتد، یک قرن که هیچ، یک نسل نیز بگذرد، اسلام به کلی مسخ می­شود. زیرا حامل فرهنگ اصیل اسلامی، در نهایت باز هم همین گروه روحانیون متعهد هستند. به این دلیل لازم است روحانیت را اصلاح کرد، نه اینکه آن را از بین برد. ثابت نگهداشتن سازمان روحانیت در وضع فعلی نیز به انقراض آن منتهی خواهد شد."[19] ایشان در جای دیگر عدم اتکای روحانیت شیعه به دولت را به عنوان نقطه مثبت و اتکای علمای اهل تسنن به دستگاه حاکم را از نقاط ضعف آنان عنوان می­کند.[20] همچنین ایشان در جای دیگر در مورد استقلال روحانیت شیعه از دستگاه حاکم اینگونه عنوان می­کند " روحانیت شیعه از ابتدا بر اساس بی­نیازی از قدرت­های حاکم پایه­گذاری شد و همیشه سلاطین و بزرگان مجبور بودند آستان آن­ها را ببوسند و پیشانی به درگاه آن­ها بسایند. پس سر دیگر اینکه روحانیت توانسته انقلاب­ها را رهبری کند، استقلال است. و این حقیقت که آن­ها هیچگاه عضو دستگاه­های دولتی و غیر دولتی نبوده­اند."[21]

 

 پ.ن:

پرونده شهید مطهری در سایت تاریخ ایرانی +



[1] مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی ، ص 146

[2] همان،ص 54

[3] همان، ص 148

[4] همان، صص 59-60

[5] همان، ص 154

[6] همان، ص 63

[7] همان ص 17

[8] همان، صص 16-17

[9] همان، صص 12-13

[10] همان، صص 10-11

[11] همان، صص 12-13

[12] همان، ص 65

[13] همان، ص66

[14] همان، ص 82-83

[15] همان، ص 18

[16] همان، ص 159

[17] همان، صص 86-87

[18] همان، صص 88-89

[19] همان، ص 193

[20] همان، صص 194

[21] همان، صص 194-195


برچسب‌ها: شهید مطهری, شهید مرتضی مطهری, مرتضی مطهری, پیرامون انقلاب اسلامی, علل انقلاب اسلامی
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 0:8  توسط سید امیر حسین ابطحی  | 

حس تلخ مال بردگی

امشب اتفاق عجیبی رخ داد. امشب دزد به من زد و تمامی وسایل ضروری برای زندگی جاری دانشجویی ام را برداشت و برد. نه اینکه از زندگی ساقط شده باشم، اما برد. کوله پشتی و لپ تاپ و کارت ملی و گواهینامه، جزوه نوشته شده از اول ترم تا الان برای 5 درس و یک کتاب به اضافه کمی خرت و پرت و کمی پول را برد. به همین سادگی. وقتی می­رسی خانه و صندوق عقب ماشین را باز می­کنی و می­بینی وسایلت نیست یعنی دزدیده شده ای!

امشب اولین شبی است که باید به نوعی دوباره شروع کردن را تمرین کنم. از فردا باید با وضعیت موجود خود را تطبیق داده و زندگی را دوباره زندگی کنم.

 پ.ن:

1. امشب اولین باری بود که حس بد مال­ برده را داشتم. به هیچ عنوان دوست داشتنی و قابل درک نبود.

2. تنها نقطه ناراحتیم از اتفاق امشب این است که جلد اول مجموعه ای شش جلدی در کیفم بود که متاسفانه آن هم برده شد.  کتاب شاید کتاب بی ارزشی بوده باشد، اما من جلد اولش را خیلی دوست داشتم و فکر میکنم یکی  از بهترین کتاب­هایم بوده باشد. شاید به این اندازه که یکی از کتابهایم ناقص شده است، از دست دادن لپ تاپم ناراحتم نکرده باشد!

3. سوالی ذهنم را مشغول کرده: دزد کیف من، مقصر است یا نه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 4:32  توسط سید امیر حسین ابطحی  | 

من و مامان: نمایشگاه کتاب

به مامان­ می­گویم امسال نمایشگاه کتاب نمی­روم.

بعد از تشویق مامان برای این کار و نرفتن به نمایشگاه، از علت این کار می­پرسم. وقتی از اظهار بی اطلاعی می­کند برایش میگویم که :

کتابی که می­خواستم از نمایشگاه بخرم 10 جلد است، همین چند وقت پیش هم یک کتاب 6 جلدی خریدم، در قفسه هم کتاب­های نخوانده زیاد است. به خاطر همین دوست ندارم وقتی پشت میزم نشستم و چشمم به کتاب­هایم افتاد، کتابخانه برای تبدیل به آیینه دق شود! آیینه دغی از کتاب­های نخوانده­ای که نخوانده باقی یا حتی باقی تر می­مانند.


پ.ن:

خیلی سال است که نمایشگاه کتاب نرفتم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 0:37  توسط سید امیر حسین ابطحی  | 

«روح ملتها» و «سازگاری ایرانی»

آدمی در موقعیت­های مختلف، رفتارهای گوناگونی از خود بروز می­دهد. اما چگونه می توان این رفتارها را تحلیل نمود و تحلیل این رفتارها چه سودی دارد؟ سوال اساسی که در جستجوی آن هستیم، به طور خلاصه این است که «ما چگونه ما شدیم و رابطه بین گذشته و حال ما چیست؟» 

لزوم چنین مطالعه­هایی در تحلیل وقایع به منظور پیش بینی اوضاع و همچنین برنامه ریزی آینده مبتنی بر پتانسیل جامعه و نزدیک کردن ایده­آل­های برنامه­ریزان به واقعیت نهفته در نهادهایی چون مردم و اجتماع مطرح می­شود. سوال اساسی که در جستجوی آن هستیم، به طور خلاصه «ما چگونه ما شدیم؟ چرا و چگونه چنین که هستیم شده ایم و رابطه بین گذشته و حال ما چیست؟» از همین رو جواب به این سوال، روشن­کننده وضعیت ما در آینده خواهد بود.

علت رفتارهای فردی به عوامل متعددی همچون حالت­های فردی، ویژگی­های شخصیتی، تاثیرهای عوامل بیرونی چون فرهنگ، سیاست و اقتصاد، عوامل طبیعی چون آب و هوا، عوامل درونی چون وضعیت روانی و روحی، رویدادهای طبیعی و بسیاری دیگر بستگی دارد. بزرگان علوم انسانی و علوم رفتاری بر این باورند تا با توجه به این عوامل بتوانند تحلیلی علمی نسبت به رفتارهای انسانی ارائه نمایند.

در این بین، یکی از رویکردها نسبت به این موضوع رویکرد و نگرش تاریخی است، بدین مضمون که رفتارهای انسان را با توجه به ریشه­های تاریخی وی بررسی و تحلیل می­نماید.

آندره زیگفرید یکی از افرادی است که در این رابطه به منظور تحلیل رفتارهای فردی و انگیزه­های درونی و بیرونی آن به تحقیق و مطالعه و نهایتا نگارش کتابی به نام «روح ملت­ها» دست زده است. کتاب شامل 7 فصل به نام­های چهره جدید جهان، واقعبینی لاتینی، هوشمندی و ابتکار فرانسوی، سرسختی انگلیسی، حس انضباط آلمانی، صوفیمنشی روسی و بالندگی آمریکایی می­باشد. متد فکری و روش تحقیق حاکم بر کتاب نگرشی به جغرافیا، جامعه شناسی و روانشناسی ملت­ها و کشورها است که در هر سه این بخش­ها، روح تاریخی حاکم است.

این کتاب که در سال 43 توسط احمد آرام به فارسی ترجمه شده است، از مقدمه مرحوم مهندس بازرگان استفاده نموده است. این مقدمه شروعی بر تحقیق وی پیرامون خوی ایرانیان و ریشه­ها و عوامل آن بود. این تحقیق و مطالعه نهایتا منتهی به انتشار فصل الحاقی این کتاب (که گویا در چاپ­های بعدی این کتاب بدان افزوده شده است) با نام «سازگاری ایرانی» شد. وی به منظور ارائه تصویر روشنی از ایران و ایرانی از روش حاکم بر کتاب روح ملت­ها استفاده کرده و همان را به کار بسته است. وی در ضرورت چنین مطالعه­ای می­گوید: «شناسائی کیفیات و روحیات یک ملت بدون مراجعه به پایه­های جغرافیایی و ریشه­های تاریخی و بدون مطالعه و کشف تاثیرهای مادی و معنوی که عوامل محلی و جریان­های تاریخی در تکوین و تحول آن قم داشته­اند میسر نیست و تا چنین تاثیر و تشخیص­ها روشن نگردد، هرگونه قضاوت درباره خصوصیات ملی و نژادی و هرگونه طرح و اجرای برنامه­های اصلاحی یا انقلابی فاقد اعتبار و ارزش خواهد بود.»

نکته جالب توجه در مورد «سازگاری ایرانی»، شادابی و تازگی و مطابقت داشتن با رفتارهای کنونی افراد جامعه دارد و می­توان گفت که نگاه تاریخی مهندس بازرگان نسبت به مسائل جاری زمان خود در حد بالایی بوده است که توانسته تصویر روشنی از آن تبیین نماید و از طرفی عمق نگاه تاریخی وی را می­رساند.


پ.ن:

1. از علی اشرف فتحی به خاطر معرفی و در اختیار گذاشتن این کتاب تشکر میکنم.

2. جزوه/کتاب/کتابچه/فصل الحاقی/مقاله «سازگاری ایرانی» را میتوانید از اینجا دانلود نمایید.

3. صفحه آندره زیگفرید در ویکی پدیای انگلیسی +


برچسب‌ها: آندره زیگفرید, مهندس بازرگان, مهدی بازرگان, مهندس مهدی بازرگان, سازگاری ایرانی, روح ملتها, کتاب روح ملتها
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 1:3  توسط سید امیر حسین ابطحی  |